السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

366

تفسير الميزان ( فارسي )

وجوهكم و أيديكم و امسحوا برؤسكم و ارجلكم ، ان لم تكونوا جنبا ، و ان كنتم جنبا فاطهروا » اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد چون خواستيد نماز بخوانيد صورت و دستهاى خود را بشوئيد ، و سر و پاى خود را مسح كنيد البته اين در صورتى است كه جنب نبوده باشيد ، و اما اگر جنب بوديد بايد طهارت كسب كنيد . در نتيجه از آن استفاده مىشود كه تشريع وضو تنها مخصوص حالتى است كه انسان جنب نباشد ، و اما در صورت جنابت فقط بايد غسل كند هم چنان كه اخبار نيز بر همين معنا دلالت دارند . و اين حكم عينا در سوره نساء نيز بيان شده ، در آنجا آمده : « وَلا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا » « 1 » ، بنا بر اين آيه مورد بحث يك نكته اضافى دارد و آن اين است كه در اين آيه غسل را تطهر ( خويشتن را پاك كردن ) ناميده ، هم چنان كه شستشوى بدن از چرك را تنظيف مىنامند . از اين آيه نكته اى كه در بعضى اخبار هست استفاده مىشود و آن اين است كه فرموده‌اند : « ما جرى عليه الماء فقد طهر » هر چيزى كه آب بر آن جريان يابد پاك شده است . * ( « وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا » ) * در اين جمله شروع شده به بيان حكم كسى كه دسترسى به آب ندارد تا غسل كند ، و يا بدن خود را بشويد ، و مواردى كه با ترديد شمرده ، در مقابل يكديگر نيستند و مقابله بين آنها مقابله حقيقى نيست براى اينكه بيمارى و مسافرت در مقابل غائط موجب حدث نيست ، تا وضو يا غسل را بر انسان واجب سازد بلكه بردن نام آنها به اين منظور بوده كه آدم بيمار و مسافر يا نمىتواند بدن خود را با آب آشنا سازد ، و يا دسترسى به آب پيدا نمىكند ، و اين گونه افراد اگر به حدث اصغر و يا اكبر محدث بشوند ، بايد وضو و يا غسل و يا تيمم بگيرند پس دو شق آخرى كه مساله غائط و تماس با زنان باشد ، در مقابل دو شق اول نيستند ، بلكه دو شق اول هر يك به دو شق دوم تقسيم مىشوند ، به اين معنا كه مسافر و بيمار دو حال دارند ، يا محدث به حدث اصغرند و يا محدث به حدث اكبر ، به همين جهت بوده كه بعضى احتمال داده‌اند كه كلمه « او » در جمله

--> ( 1 ) با حالت جنب داخل مسجد نشويد مگر آنكه رهگذر باشيد ، و حرمت مكث در حال جنابت هم چنان هست تا آنكه غسل كنيد . « سوره نساء ، آيه 43 » .